سيد محمد كمره اى

441

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

رييس الوزراء و وزير عدليه اظهار مىكنم و خاتمه امر شماها را مىخواهم . بعد ما از او پرسيديم كه شنيده‌ايم محكمه تشكيل شده . گفت خبر ندارم . ناهار زايد المعمول بعد از نظميه بيرون آمده ، مقارن ظهر به خانه يمين الملك ورود نموده ، احمد هم تازه آمده بود . فورا يمين الملك امر به چايى و من عرض به آوردن ناهار و متصلا هردو حاضر و با احمد سه نفرى مشغول خوردن چلو با كباب‌ديگى و قيمه بادمجان و خربزه و دوغ . چون خيلى گوارا بود زايد على المعمول با كمال ميل و لذت خورديم . بعد من قدرى كباب و خورشت قيمه‌بادنجان براى اسماعيل ، ميان نان كشيده ، توى دورى گذاشته براى شام اسماعيل به توسط احمد فرستادم . مجددا خربزه و هندوانه جديدى آورده پاره نموده به قدر امكان خورده ، خوابيديم . بعد از ساعتى بيدار و مشغول چايى و خربزه و هندوانه و دوغ و سيگار شده ، ساعت سه به غروب از خانه بيرون آمديم . احمد رفت بازار كه براى عمه‌اش خريد پاكت و كاغذ نمايد . بنده و آقاى يمين الملك به منزل آقاى آقا على رفته قباله بيع قطعى و شرط وكالت و اجاره‌نامه معامله جديد بنده با ايشان را مهر نماييم . قرار شد صبح چهارشنبه بنده بروم و قباله و قبول اجاره خود را از آقاى آقا على دريافت نمايم و پانصد و بيست و هشت تومان بقيه طلب يمين الملك را پانصدش را يمين الملك گرفت و بيست و هشت چون پول سفيد بود و احتمال خطر مىداد كه مبادا آقا مجتبى طمع نمايد ، گذاشت و گفت باشد . بعد بنده با آقاى آقا على كه به كميسيون خيريه دار العجزه منزل ممتاز الملك مىرفت تا درب الماسيه همراهى نموده ، جدا شديم . پيشروىهاى قشون عثمانى در آذربايجان آقا سيد يعقوب شيرازى را ديده كاغذى از تاريخ غره ذيقعده از تبريز به من نشان داد كه نوشته بودند قشون عثمانى فتوحات و تطهيرات خوبى از عساكر كفر و پليد ارامنه و طرفداران انگليس در اروميه و سلماس نموده و از هفتاد هزار نفر جمعيت طرف بيشتر از بيست هزار نفر نتوانستند فرار نمايند و آن‌ها را مخذول و منكوب نمودند و مجد السلطنه اروميه كه جزو مهاجرين بود وارد شده و